آرتاآرتا، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 14 روز سن داره

آرتای ناز کوچولو

بدون عنوان

سلام سلام صد تا سلام....   خدا رو شكر ميكنم به خاطر حضور آرتا در زندگيمون .كه با حضورش زندگيمونو گرمتر از قبل كرده...با شيطونياش ...شلوغياش ...بازياش ...شيرين زبونياش..اداهاش ....   مدتيه كه يه دفعه اي با يه جمله كوتاه و جديد سورپرايزمون ميكني گلم....مثلا اون روز مهمون داشتيم بهت گفته بود اينكارو نكن و انگشتشو به علامت نه تكون داده بود ...با عجله اومدي ميگي :علي  اينجوري  ميكنه و تو هم انگشتتو تكون ميدي!!!ههههه شبا ساعت 9 يا 10 چراغا رو خاموش ميكنيم و خودمونو به خواب ميزنيم تا بخوابي...آخه از وقتي شير نميخوري خوابوندنت سخته و اگه دست خودت باشه تا 11.30 بيدار ميموني... سه هفته پيش رفتيم آتليه و عكس گرفت...
10 آبان 1391

لحظات شيرين با تو بودن .....

گل ناز من ...كوچولوي شيطون من....پسر خوشگل و خوردني من.....كاش ميتونستي بفهمي چقد دوست دارم ....مي ميرم واسه خنده هات ....مي ميرم واسه كارهاي بامزه ت....وقتي ميخواي دلم به دست بياري و منو راضي به كاري كني........   حسابي شيرين زبون شدي و با حرفات دل ميبري .... فعلها رو بهتر از قبل ميگي...كلمه هاي جديد ياد مي گيري و جمله هاي كوچولو و گاها غلط و غولوط ميگي !!!!!!   راستي دو سه هفته پيش بابايي برات ماشين شارژي گرفت ...بس كه هر وقت رفتيم پارك تو سوار ماشين شدي و پياده شدنت هم با خدا بود!!! من و بابا دلمون نيومد برات ماشين نگيريم....يه بنز سفيد ناز....   وقتي واسه اولين بار ماشين ديدي ذوق كرده بودي ......يه چ...
10 آبان 1391

دو سالگيت مبارك گل نازم.........

سلام....   پسر نازم دو سالش شده و آقا شده!!!   خيلي دوست دارم پسر نازم...شدي معني زندگيمون...شيريني لحظه هامون.... جشن تولدتو با يك روز تاخير گرفتم... امسال مامانبزرگها و پدربزرگها و خاله ها و داييت و عمه ت توي جشنت بودن...خيلي خوش گذشت و كلي كادو گرفتي گلم...از پول نقد بگير تا ماشين و لباسهاي خوشگل(شلوار...شلوارك  و تي شرت )...دست همشون درد نكنه....   ولي خودت زياد همكاري نكردي عزيزم...همش در حال بازي كردن بودي و نذاشتي ازت يه عكس درست حسابي بگيرم...كلاه تولد هم سرت نكردي....موقع كادو دادن هم ننشستي!!!! اي شيطون كوچولوي من!!   خيلي دوسم داري...خيلي دوست دارم....وقتي ميخوابم مياي بارها لبامو ميبوسي....
27 فروردين 1391

بدون عنوان

باورم نمی شه پارسال همین وقتا بود که آرتا دنیا اومد.............. چقدم ناز بود.کوچولو....۲.۶۵۰وزنش بود.قدشم ۴۹ سانت. الان خوابیده عین یه فرشته... راستی الان وزنش تقریبا 10كيلو و 200گرم و قدش 76 سانت. قربونش برم من.... که چقد دوسش دارم.... ایشالا صد سال سالم و خوشبخت زندگی کنه ...
15 اسفند 1390

تولد آرتا

   ديشب واسه آرتاي گلم جشن تولد گرفتم.البته با يه هفته تاخير! دوستام گفته بودن ما واسه يك سالگي ني ني هامون تولد گرفتيم زياد جالب نبوده.ني ني نمي فهميده و نق ميزده و ... منو متقاعد كرده بودن نگيرم. ولي من همهش نارحت بودم و عذاب وجدان! داشتم كه واسه بچه م تولد نگرفتم! ديگه دلم طاقت نياورد و يه جشن تولد خودموني واسه گلم گرفتم. ديشب آرتا با بادكنكا بازي ميكرد.اينقد با مزه اينكارو ميكرد كه نگو........ يه عالمه هم كادو گرفت! در كل خوش گذشت. در اخر ميگم:آرتاي من الهي صدساله شوي.........     ...
15 اسفند 1390

بدون عنوان

بعد يه غيبت طولاني اومدم تا در مورد پسر نازم بنويسم   آرتا همچنان شير خشك نمي خوره.حسابي لاغر شده و من خيلي ناراحتم.جند روزي هم مريض بود كه خدا رو شكرفعلا خوبه.غذاش هم تعريفي نداره.........   يه هفته ده روزي هست كه چند قدمي راه ميره و ميفته  خيلي بامزه س و من خيلي خوشحالم.هوراااااا   دو تا دندون جديد داره در مياره  ...
15 اسفند 1390

سلام

سلام من اومدم .بازم دير اومدم  آرتا كوچولوي من ديگه  واسه خودش مردي شده........   من قربونش برم كه با خنده هاش شادي رو مياره تو خونه مون  ...   تو دلامون ... تو زندگيمون ........   صداي قشنگش آرامش مي ده بهمون .وقتي خوابه انگار يه چيزي گم كرديم .يه چيزي كمه .خونه سوت و   كور ميشه.خيلي عجيبه ولي وقتي مي خوابه دلم براش تنگ ميشه.تند  و تند ميرم نيگاش مي كنم .   بچه ها تو خواب عين فرشته هاميشن. تو خواب كه نيگاش مي كنم دلم مي گيره .يه حس عجيبي بهم دست ميده.............   يه هفته اي هست كه خوب راه ميره البته هنوزم گاهي ميفته اما  دوباره پا ميشه و راه ميره   ...
15 اسفند 1390